راهزنی جديــد، در کمین اعتقادات مردم!
اين روزها برخي رويدادهاي فرهنگي و اجتماعي در حوزه اعتقادات و باورهاي ديني مردم در حال رخ دادن است كه به نظر ميرسد در صورت عدم ورود آگاهانه و شجاعانه روشنفكران اصيل ديني به عرصه، خسارات جبرانناپذيري بر پيكره دين و فرهنگ و جامعه وارد خواهد آمد. ويژگي مشترك اين رويدادها، اين است كه در پس آنها، تلاشهايي در راه تشديد عوامگرايي در باورهاي ديني و مذهبي اقشار جامعه ديده ميشود.
آنچه در ايام اخير تحت عنوان مدعيان ارتباط با امام زمان(حضرت مهدی) و برخي دستورات عجيب آنان، نشستهاي كشف و شهود با اوصاف غريب، و تازهترين مورد آن، ورود همراه با اشك يك سگ به بارگاه امام رضا(ع) رخ داده و يا در محافل مردمي و خبري منتشر ميشود، نياز به نوعي واكنش فرهيختگان دينشناس و دلسوز را هويدا ميكند.
البته اينكه چرا در مقاطعي، چنين مواردي در جامعه برجسته ميشود و متأسفانه طيف قابل توجهي از مردم را هم به خود مشغول ميكند، امري است كه تحليل آن، نيازمند واكاويهاي جامعهشناختي و بررسيهاي عميق است.
مهم نيست كه آيا ورود اشكبار يك حيوان نجس به نقطه ای مقدس درخاك ايران، واقعي بوده يا ساخته دست چند انسان ناآگاه و يا حتي شياد؛ بلكه مهمتر آن است كه چرا اين موضوع يا موضوعاتي مشابه آن، به زودي در حد و اندازههاي وسيعي مورد توجه قرار ميگيرد و مثلا تصاوير و سيديهاي سگ مورد اشاره در ابعاد وسيعي منتشر ميشود و به عنوان يك آيت و نشانه مهم، نشان اين و آن داده ميشود. يا از سوي ديگر، بخشي از افراد مورد توجه مردم از توجهات روحاني واردشده سخن ميگويند.
علاقهمندان به اين موارد، تمام هموغم خود را بر اين گذاشتهاند كه بگويند، فلان عنايت يا فلان امر غيرمعمول، حاكي از عنايت خداوند متعال و امامان معصوم است و به خيال خود، خدمتي به مذهب و ديانت كنند.
اما سؤال اينجاست كه آيا اكنون دست ما آنقدر از همه جا كوتاه شده كه تنها اين موارد را نشانه حقانيت عقايد و باورهاي خود بدانيم؟ مگر نه اين است كه انديشه شيعي، محكمترين پايبستهاي عقلي را داراست؟ پس چرا عدهاي سطح كار را تا آنجا پايين ميآورند كه يك سگ منشأ حقانيت و مشروعيت بخشي به يكي از اولياي خدا شود؟
اينگونه رفتارها، جداي از آنكه منجر به استهزاء و بهانهگيري سستباوران ميگردد، زمينهساز آسيبهاي ديگري نيز به ويژه بر اعتقادات نسل جوان اين مرزوبوم ميشود. آنان كه با ديد جستجوگر خود سری به دنياي خارج زدهاند، ميدانند كه انجام اقدامات خارقالعاده، كاري است كه از مرتاضان هندي هم برميآيد و حتي شفا دادن يك بيمار لاعلاج، امري نيست كه در گوشهاي از دنيا توسط برخي كشيشان عيسوي نيز برنيايد.
اگر امامان شيعه برحقند، از آن روست كه زلالترين مفاهيم معنوی را كه از سرچشمه وحي و افادات پيامبر اكرم(ص) دريافت كردهاند، در اختيار پيروان خود ميگذارند و به واسطه اين مفاهيم و دستورات، انسان كامل تربيت ميكنند.
و کلام آخر:
منطق دين، منطق حركت و تلاش و تكاپو بر محور ايمان و توكل به خداست، نه نشستن و اطمينان بيجا به امداد غيبي باري تعالي!!
»»»»»»:..:««««««